جرج هربرت مید و مفهوم «خود»
«خود» خصلتی دارد که با ارگانیسم فیزیولوژیک محض تفاوت دارد. «خود» چیزی است یک سیر تحوّل دارد. «خود» از بدو تولد حاضر نیست، بلکه در فرایند تجربه و فعالیت اجتماعی پدید میآید. بهدیگرسخن، «خود» در یک فرد مشخص در اثر روابط با فرایند یادشده بهمثابهی یک کل و نیز روابط با دیگر افراد داخل در آن فرایند رشد میکند. هوشِ دیگر صورتهای زیست حیوانی دربردارندهی «خود» نیست، چنانکه بخش عمدهای از هوش انسانی نیز متضمن «خود» نیست. برای مثال، کنشهایی که ما از روی عادت انجام میدهیم در جهانی که بیچونوچرا آنجاست و ما به آن خو کردهایم، متضمن هیچ گونهای اندیشهای نیست. در اینجا فقط مقداری تجربهی حسی هست نظیر وقتی که فرد در حال برخاستن از خواب است، در اینجا جهانْ فقط یک حضور محض دارد. خصایصی اینچنین دربارهی ما، چهبسا در تجربه حضور داشته باشند، بیآنکه در رابطه با «خود» موضعی را اتخاذ کنند. البته در چنین شرایطی باید میان تجربهای که بیواسطه رخ میدهد و سازماندهی آن درون تجربهمان از خویشتن تفاوت قائل شویم. فرد بر اساس تحلیلش است که میگوید فقره خاصی در تجربهاش، یعنی تجربهاش از خویشتن، جایگاهی دارد.

ما بهنحو اجتنابناپذیری به سطحی از تصنع در سازماندهی همهی تجربهها در درون یک «خود» گرایش داریم. ما تجربیاتمان، بهویژه تجربیات عاطفی، را با یک «خود» یکی میانگاریم، «خود»ی که یک تجرید لحظهای اتخاذ میکند تا درد و لذتی را درک کند که بدون تجربهی «خود» نیز میتوانست حاضر باشد. بهنحوی همسان، ما خاطراتمان را در راستای «خود»مان سازمان میبخشیم. اگر بر چیزها مُهر تاریخ مینهیم، همواره از منظر تجربیات گذشتهمان چنین میکنیم. ما بارها با خاطراتی مواجه میشویم که نمیتوانیم تاریخ و مکانش را مشخص کنیم. تصویری ناگه بر پیشگاهمان ظاهر میشود و ما از توضیح اینکه چه وقت رخ داده عاجزیم. ما تصویر را به وضوح به یاد میآوریم، اما نمیدانیم در کجا رخ داده است و تا نتوانم جایگاه آن را حسب تجربیات پیشین خود معین کنیم خرسند نمیشویم... ما با وضوح بسیار میتوانیم «خود» و بدن را از هم متمایز کنیم. بدن میتواند آنجا باشد و بهسیاقی هوشمندانه عمل کند، بیآنکه تجربهی مربوطه دربردارندهی «خود» باشد. «خود» واجد این ویژگی است که خودش ابژهی خودش است و این ویژگی آن را از دیگر اشیاء و از بدن متمایز میکند. این کاملا صحیح است که چشم میتواند پاها را ببیند، اما بدن بهمثابهی یک کل را هرگز نمیتواند ببیند...
منبع:
Mind, Self, and Society, by George Herbert Mead, edited by Charles W. Morris (1962). The University of Chicago. p. 153.
کلمات کلیدی:
جرج هربرت مید، خود، روانشناسی اجتماعی، جامعهشناسی